رومیِ زنگ

خرید بک لینک
سال ۹۶ موقع انتخابات، کارآموزی ترم آخرمان بود. برعکس انتخابات مجلس ۹۴ که در فضای ایزولهٔ دانشگاه بودم و فقط چند دیدار دانشجویی داشتیم با بعضی از کاندیداهای مجلس، آن سال صبحبهصبح با آدمهای واقعی روبهرو میشدم. آدمهای واقعی جامعهٔ واقعی. از بین همهٔ بحثهای آن روزها، همهٔ تکهها، عصبانی شدنها، بیتفاوت بودنها و حتی بگویم ادا اطوارها، یه جمله توی ذهنم ماند. یکی از کارمندان آزمایشگاه بیمارستان یک بار گفت: «هم من، هم خانومم تو دورهٔ احمدینژاد استخدام شدیم، خونه هم خریدیم، ولی من به روحانی رای میدم.»

ظاهرا مردم عدالتخواهی را در حد تامین کف هرم خواستهها (آن هم صرفا خواستههای خانواده و اطرافیان خودشان) میخواهند و بعد هم خیال میکنند سرمایهداری مثل قرمهسبزی نهار است که میتوان لوبیاهایش را جدا کرد، گوشتش را خالیخالی خورد و با عطر و رنگش هم کیف کرد.

+ از آن تحلیلها که میگوید گزینهٔ مطلوب احمدینژاد در سال ۹۲، روحانی بوده، من هم بلدم. اینجا مشخصا منظورم گرهخوردن مفهوم عدالتخواهی با تصویر سابقی است که از رئیسجمهور سابق داریم و ایضا سرمایهداری و تکنوکراتبازی با حضرات فعلی.

+ همینجا تا تنور داغ است این را هم بگویم که از کل انتخابات ۹۶، تبلیغات و مناظرات و بحثها و دعواها، یک جمله از آقای رییسی یادم مانده. آنجا که (به مضمون) در بیان اقداماتی که در آستان قدس انجام داده بود، اشاره کرده بود به حضور یک خانم برای اولین بار در شورای مدیریت آستان (یا هر چیزی که اسم دقیقش هست). برای اولین بار بعد تقریبا چهل سال، یک خانم را (که حالا اصلا من نمیدانم اصولا تخصصی داشته یا صرفا بله قربانگو بوده) وارد شورای مدیریت مرکزی مذهبی در این مملکت کردند که بهجرئت میتوان گفت بیش از نیمی از زائرینش خانم هستند! و تو خود حدیث مفصل بخوان و...
... و خیلی بلاهتآمیز خیال کن مسائل زنان قرار است حل شود...
زیادی شلوغش کردیم!...

ما را در سایت زیادی شلوغش کردیم! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 3:54

صفحه بندی