رقصی چنین

خرید بک لینک

برای هرکسی یک جای قصه مهم تر است. برای من آن جایی جذاب تر بوده که یوسف تصمیم می گیرد برادرها را بعد از آن همه مصیبتی که به خاطرشان کشیده ببخشد.بهانه ای پیدا می کند تا بنیامین را پیش خودش نگه دارد. در گیر و دار صحبت از دزدی و مجازات دزد، برادرها، بعد از گذشت این همه سال و با وجود پشیمانی نصفه نیمه شان از آن خبط بزرگ، می گویند: " برادر تنی این پسر هم همین طور اهل دزدی بود؛ متاسفانه در ذاتشان است. حالا شما بزرگواری کنید و به خاطر پدر پیرمان او را به ما ببخشید.."

و یوسف در آن لحظه و پس از آن لحظه باز هم تصمیم دارد برادران را ببخشد...


من در این قسمت داستان گیر کرده ام...


زیادی شلوغش کردیم!...

ما را در سایت زیادی شلوغش کردیم! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 23:37

صفحه بندی